من این ترم از صبح تا شب داخل سایت داشتم به این واون کامپیوتر یاد میدادم .اما امروز چنان شگفت زده شدم که حد وحساب نداره.وای مادر جان.....................امتحان خیلی استرس آور بود.خیلی متن ورد بد نوشته شده بود اصلا نتونستم اونجور که می خواستم عمل کنم.امیدوارم استاد سر کلاس تلاش من را دیده باشند .
شهرکرد پسرک جلوی ماشین ما را گرفت می گه موسیر بخرین موسیر تازه یک کاسه موسیر تازه نشونمون میده با یه دسته سبزی کوهی .می گه خودکار دارین تعجب می کنیم می گیم این بچه چرا خودکار می خواد؟بهش یه خودکاردادیم جلوتر رفتیم بقیه بچه هایی هم که تو مسیر بودند از ما خودکار می خواستن خلاصه ما سه چهار خودکاری را که داشتیم به بچه ها دادیم .توقف کردیم از یکیشون بپرسیم که موسیر ها رو از کجا می کنند او تقاضای خودکار کرد گفتیم نداریم پسرک گفت شما پولدارین شما که غمی ندارین زورتون می آره یه خودکار به ما بدین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفتیم بقیه بچه ها تو مسیر خودکارها مونو گرفتند پرسیدیم واسه چی همه شماخودکار می خوایین؟ گفت می خواهیم مشقامونو بنویسیم.به فکر فرورفتم به این پاسخ اوکه شما غمی ندارین ما آدم های پولداری نبودیم. پسرک این طور فکرکرد چون مسافریم احتمالا پولداریم .شاید به نظرش آدم پولدارها فقط می رن مسافرت.در خیال خود آدم های پولدار رابی غم می دید فکر می کرد همه چیز پوله .حسرت پول دار ها را می خورد نمی دونست شاید اون آدما حسرت یه لحظه آرامش این پسرک را داشتند.چه در سر داشت خدا میداند .شاید خودکار را برای این می خواست مشق هایش را بنویسد درس بخواند دکتر شودپول زیاد به دست آورد. بشه یه آدم پولار بره به بچه های محلشون سر بزنه به اونها خودکار بده ........آیا پول همه چیز است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟یا این که مهمتر از آن هم هست. آیا اگر تنش ناسالم بود یایک عضو بدنش فلج بود باز اینگونه فکر میکرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام.امیدوارم هیچ غمی تو دلتون نباشه خوشحال وشاداب باشید.اصفهان دیشب وشب قبل از آن بارانی بود.من خیلی خیلی خوشحال شدم شاید امسال دیگه زاینده رود خشک نباشه هر موقع از کنار رودخونه رد میشدم دلم می گرفت.واسه ماهی های زبان بسته که تلف شدند غصه می خوردم.دیشب کنار بخاری نشسته بودم اتاق خیلی گرم بود شام میخوردم وخوشحال از اینکه بارون می آد صدای شرشر آب خیلی لذت بخش بود درآن لحظه ناگهان به یاد کارتن خواب ها افتادم گفتم من جام گرم ونرمه از اومدن بارون خوشحالم اون طفلکی ها که جایی واسه خوابیدن ندارند چی؟ آیا اونها هم از اومدن بارون خوشحالند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برای زندگی فکر کنید ولی غصه نخورید.
برای جابه جا کردن کوه از برداشتن سنگ ریزه ها شروع کنید.
فتح قله است که اراده می خواهد سقوط در دره آسان است.